علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
397
آيين حكمرانى ( فارسى )
فصل [ : اقطاع معادن ] « 1 » معادن ، گزيده زمينهايى هستند كه خداوند گوهرهاى خاك را در آنها به وديعت نهاده است و خود بر دوگونهاند : پيدا و پنهان . معادن پيدا عبارت است از آنچه گوهر نهاده شده در آنها آشكار باشد ، همانند معادن سنگ سرمه ، نمك ، قير و نفت . اينگونه معادن به لحاظ حكم فقهى همانند آبها هستند و اقطاع آنها صحيح نيست ، مردم همه در بهرهبردارى از آنها حقوقى برابر دارند و هركس به سراغ آنها رود مىتواند از آنها برداشت كند . ثابت بن سعيد ، از پدر خويش ، از جد خود نقل كرده كه گفته است : « ابيض بن حمال از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله خواست نمك مأرب را به او واگذارد . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هم آن را به او اقطاع كرد . اقرع بن حابس تميمى گفت : اى پيامبر خدا ، من در روزگار جاهليت به سراغ آن [ معدن ] نمك رفتهام . آن در زمينى است كه هيچ چيز جز همين نمك ندارد و هركس بدانجا رود از آن برمىدارد . آن نمك آب جارى بر زمين را مىماند . پس پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از ابيض خواست اين اقطاع نمك را ناديده انگارد و از آن درگذرد . ابيض هم گفت : براى تو از آن درگذشتم ، بدين شرط كه آن را از جانب من زكات بشمرى . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : اين از جانب تو زكات است . آن آب جارى بر زمين را مىماند كه هركس به سراغش رود مىتواند از آن بردارد » « 2 » . ابو عبيد در ذيل حديث گويد : « الماء العد » آبى است همانند آب چشمه و چاه كه پيوسته مىجوشد و جريان آن قطع نمىشود . اما ديگران گفتهاند : مقصود از آن آبى است كه در يكجا گردآورده و فراهم شده باشد . « 3 »
--> ( 1 ) . مطابق دستهبندى نخستين مؤلف قاعدتا مىبايست اين مبحث پيش از اقطاع استغلال قرار گيرد . دليل اين كار كه مبحث حاضر پس از مباحث اقطاع استغلال آمده و ميان آن با دو فرع ديگر از فروع اقطاع تمليك يعنى اقطاع اراضى باير و داير جدايى افتاده براى مترجم روشن نيست - م . ( 2 ) . متن خبر چنين است : « ان الابيض بن حمال استقطع رسول اللّه ملح مأرب فاقطعه . فقال الاقرع بن حابس التميمى : يا رسول اللّه ! انى وردت هذا الملح فى الجاهلية و هو بارض ليس فيها غيره من ورده اخذه و هو مثل الماء العد بالارض فاستقال النبى الابيض فى قطيعه الملح فقال : قد اقلتك على ان تجعله منى صدقة . فقال النبى : عليه الصلاة و السلام - هو منك صدقة و هو مثل الماء العد من ورده اخذه » . اين متن با تفاوتهايى اندك در متون حديثى اهل سنت آمده است . از آن جمله بنگريد به : دارقطنى ، سنن الدارقطنى ، ج 4 ، ص 221 ، ش 64 و ج 3 ، ص 76 ، ش 287 ؛ ابن ماجه ، سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 827 ، ش 2475 ؛ طبرانى ، المعجم الكبير ، ج 1 ، ص 278 ، ش 808 ؛ ابن ابى عاصم ، الاحاد و المثانى ، ج 4 ، ص 419 ، ش 2470 ؛ حنبلى مقدسى ، الاحاديث المختاره ، ج 4 ، ص 56 ، ش 1282 - م . ( 3 ) . ابو عبيد در غريب الحديث ( ج 2 ، ص 121 ) ؛ زمخشرى در الفائق ( ج 2 ، ص 400 ) و ابن اثير در النهايه ( ج 3 ، ص -